|
|
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط دریاماهی واسه اینکه از تو دورم به تو مدیونم واسه کشتن غرورم به تو مدیونم تو که حرمتو شکستی پای عهدت ننشستی گرچه بازم تو نیازم لحظه هام بد می بازم واسه اینکه شاد نیستم به تو مدیونم اینکه از غم می نویسم به تو مدیونم اینکه بی جونم و سردم اینکه بی روحم و زرد پی آرامشی که بردی و من پیش می گردم به تو مدیونم به تو مدیونم غرورمو شکستی عین شیشه به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه به تو مدیونم منو دادی به بی بها بهانه به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه به تو مدیونم شکستی حرمتو شب و من و ماه به تو مدیونم کم آوردی و رفتی اول راه به تو مدیونم عزیز واسه این حال مریضم اگه مثل برج سنگی جلوی چشات میریزم به تو مدیونم به تو مدیونم غررمو شکستی عین شیشه به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه به تو مدیونم منو دادی به بی بهاء بهانه به تو مدیونم و دین مو ادا می کنم حتما نشونت مدیم چه رنجی داره هر چی کردی بامن واسه اینکه تو خجالت محبتات نمونم جونمو میدم و می بینی پای حرفمم می مونم
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 توسط دریاماهی |